09905179462
با ما تماس بگیرید – حتی روزهای تعطیل!

بازاریابی محتوایی

بازاریابی محتوایی یا Content Marketing را می توان یکی از اصلی ترین انواع بازاریابی در دنیای امروز دانست. در سال ۲۰۲۱ تعداد خریداران اینترنتی به ۲.۱۴ میلیارد رسید و این یعنی یک چهارم جمعیت کل جهان. اگر مناطق محروم کره زمین مانند بخشی از افریقا و اسیا را که دارای محرومیت های شدید هستند در نظر نگیریم ، این نسبت بسیار بزرگ تر نیز می شود. می توان گفت تقریبا تمام کسانی که به اینترنت دسترسی دارند به صورت مستقیم یا غیر مستقیم بخشی از خریدهای خود را از طریق اینترنت انجام می دهند.

تعداد خریداران آنلاین از سال 2014 تا 2022

با توجه به مقایسه تعداد مشتریان آنلاین در سال های اخیر می بینیم که رشد انفجار گونه ای را در رونق کسب و کارهای اینترنتی تجربه می کنیم. طبق آمار موسسه statisca تعداد خریداران در سال ۲۰۲۱ نسبت به ۲۰۲۰ حدود ۹۰۰ میلیون نفر افزایش داشته است. تمام این اعداد و ارقام به وضوح به ما می گویند ، کسب و کارهایی که برای ورود به این بازار دچار تردید شوند و در برابر آن مقاومت کنند به سرعت محکوم به انزوا و شکست خواهند بود. اما سوال اساسی این است که چه کارهایی باید انجام دهیم که در فروش اینترنی و جذب مشتریان آنلاین موفق شویم؟

شرکت های موفق چگونه از فروش آنلاین به درآمد بالا می رسند؟

در حالی که همه در مورد اهمیت حضور در فضای مجازی و جذب مشتری آنلاین صحبت می کنند ، چرا برخی بسیار موفق و پیشرو هستند و بعضی دیگر فقط در حال هزینه کردن اند و به نتیجه ای نمی رسند. اینجاست که بحث داشتن استراتژی درست اهمیت خود را نشان می دهد. به شخصه کسب و کارهای زیادی را دیدم که به دنبال داشتن یک سایت و یا پیج اینستاگرام هستند چون فقط دیده اند دیگران این کار را می کنند در حالی که هیچ برنامه و استراتژی برای این مسیر ندارند.

بازاریابی محتوا یا content marketing دقیقا همان چیزی است که بین این دو تمایز ایجاد می کند. علمی دقیق که ترکیبی از علوم مختلف از جمله روانشناسی و نوروساینس که به طور شفاف تعیین می کند در چه مرحله ای باید کدام کار را انجام دهیم و با مخاطب چگونه صحبت کنیم تا کاری که ما می خواهیم را انجام دهد.

علم بازاریابی از طریق محتوا به ما می گوید فقط طراحی یک سایت یا انتشار محتوا کافی نیست و باید دقیقا بدانیم برای چه کسی ، با چه میزان اطلاعات و در چه مرحله ای این کار را انجام می دهیم. برای برخی بهتر است مستقیما  محصول را شرح دهیم در حالی که به برخی دیگر باید یک پیشنهاد فرعی ارائه کنیم. تعدادی از مقالات باید برای دریافت رتبه های برتر در نتایج جستجوی گوگل طراحی شوند ،  تعدادی دیگر فقط در دسترس تعداد کمی از مخاطبین قرار می دهیم.

بازاریابی محتوایی چیست؟

بازاریابی محتوایی با نام های دیگری مانند بازاریابی درون گرا(inbound marketing) نیز شناخته می شود. ایده این روش جذب مخاطب هدف و تشویق آن به انجام عملی است که برای ما سودآور باشد. البته با نگاهی دقیق تر می توان بازاریابی محتوا را یک نگرش دانست که تمام انواع بازاریابی ها را می توان بر بستر آن پیاده کرد.

موسسه بازاریابی محتوا(CMI) تعریف دقیقی برای این شیوه بیان کرده است:

Content marketing is the strategic marketing approach of creating and distributing valuable, relevant, and consistent content to attract and acquire a clearly defined audience – with the objective of driving profitable customer action.

بازاریابی محتوایی یک روش بازاریابی استراتژیک برای ساخت و انتشار محتوای ارزشمند ، مرتبط و پایدار است برای جذب مخاطب کاملا مشخص با هدف هدایت مشتری به انجام کاری سودآور.

در حالی که هرچه پیش می رویم ، تبلیغات و بازاریابی برون گرا (outbound marketing) هزینه بر تر و کم اثر تر می شود ، کسب و کارها به این نکته بیشتر پی می برند که برای تشویق مخاطبان برای خرید باید محتوا را به گونه ای در اختیار آن ها قرار داد که کاملا طبیعی و غیرتبلیغاتی به نظر برسد.

بازاریابی محتوایی چگونه به ما کمک می کند؟

قیف بازاریابی محتوایی

 

بازاریابی محتوا راهی برای جذب ، جلب اعتماد ، تبدیل و حفظ مشتریان است. بیایید ببینم در این هر کدام از این گام ها چگونه به ما کمک می کند.

۱- ایجاد آگاهی و جذب مشتریان جدید

قطعا افراد زیادی هستند که برای رفع مشکلات و یا دستیابی به خواسته هایشان به محصول ما نیاز دارند. اما تا زمانی که از وجود ما بی خبر باشند ، نمی توانند خریدی هم از ما داشته باشند. بازاریابی محتوایی اطمینان حاصل می کند که ما به خوبی در دسترس این افراد هستیم و به راحتی می توانند ما را پیدا کنند.

۲- افزایش اعتبار و جلب اعتماد مشتریان

همه می دانند که بودن در رتبه های برتر نتایج گوگل یا بازدید بالای پست ها در اینستاگرام بسیار خوب و جذاب است. اما آیا مخاطبان به محض آشنایی ، خرید خود را انجام می دهند؟ ارائه راه حل به کاربران برای بار دوم ، سوم و بیشتر می تواند شانس ما را برای اعتماد کاربر بالا ببرد. وقتی مخاطب ما را حلال تمام مشکلات یا دست کم تعداد بیشتر آن ها بداند ، یا حس کند ما می توانیم او را به آرزوهایش برسانیم ، راه برای گام بعد هموار می شود.

۳- تبدیل مخاطبین به مشتری

حتی اگر افراد به ما و محصولمان اعتماد داشته باشند نیز ممکن است همچنان به دلایلی در خرید از ما تردید کنند. به عنوان مثال محصول ما بهتر می تواند مشکلشان را برطرف کند یا محصول رقیب؟ آیا قیمت گذاری واقعا منصفانه بوده است و یا راه حل ارزان تری هم وجود دارد؟ اینجاست که با استفاده از بازاریابی محتوا می توانیم آن ها را به مشتری تبدیل کنیم.

۴- حفظ و وفادار سازی مشتریان از طریق بازاریابی محتوایی

داشتن مشتریانی که همیشه به ما وفادار باشند ، بسیار لذت بخش است. کسانی که در کنار ما هستند ، دوستمان دارند و بدون هیچ چشم داشتی ما را به دیگران توصیه می کنند. اگر بدانیم چگونه باید خریداران را به مشتریان وفادار تبدیل کنیم ، درآمدی تضمین شده خواهیم داشت.

بازاریابی با استفاده از تولید محتوا در طولانی مدت یکی از ارزان ترین روش های بازاریابی است. برخلاف روش هایی مانند تبلیغات که به محض توقف سرمایه گذاری ، درآمد نیز متوقف می شود ، بازاریابی محتوایی می تواند تا به کار خود ادامه دهد. به بیان ساده ، اگر ما برای جذب ۱۰۰۰ کلیک از طریق تبلیغات برای سایت خود ۱,۰۰۰,۰۰۰ تومان هزینه کنیم ، فردا نیز برای ۱۰۰۰ کلیک باید همین مقدار را بپردازیم. این در حالی است که اگر برای یک بار ۱,۰۰۰,۰۰۰ تومان بابت تولید یک مقاله بهینه پرداخت کنیم ، برای ماه ها و حتی سال ها می تواند ترافیک قابل توجهی را به سایت ما وارد کند.

 

مخالفان بازاریابی محتوایی چه می گویند؟

شاید تا همینجا تصمیم گرفته باشید تا مبنای کسب و کار خود را بر اساس کانتنت مارکتینگ بنا کنید. اما باید بدانید این دلیل نمی شود که سهامداران و شرکای شما نیز با این ایده موافق باشند. حال ببینیم دیگران به چه دلیل ممکن است با شما مخالفت کنند و آیا بازاریابی محتوایی پاسخی برای آن دارد یا خیر؟

مخالفان معمولا دارای سه دلیل برای منطق خود هستند :

  1. تبلیغات ترافیک و مشتریان بیشتری را با سرعت بالاتر جذب می کند.
  2. مشاهده نتایج واقعی زمان زیادی می برد.
  3. اندازه گیری ROI سخت است.

۱- تبلیغات ترافیک و مشتریان بیش تری را با سرعت بالاتر جذب می کند

در حقیقت هم تبلیغات پولی یک راه (اگرچه پرهزینه) سریع برای ایجاد ترافیک است. به محض این که تبلیغات در معرض نمایش قرار بگیرد ، البته اگر مخاطبین و هدف گذاری درست انجام شده باشد ، ترافیک ورودی افزایش می یابد.

با این حال معمولا تبلیغات افراد را به صفحاتی مانند صفحه محصول و لندینگ پیج ها می فرستند که در پایین قیف بازاریابی قرار دارند و برای تبدیل فوری طراحی شده اند. در این حالت تعدادی فروش اتفاق می افتد ، اما فقط برای افرادی که همین الان آماده خرید هستند و تعداد بیشتری که برای خرید آن محصول به انگیزه و کمک بیشتری نیاز دارند را از دست می دهید.

مثلا شخصی را در نظر بگیرید که کلمه “انواع گولر گازی” را جستجو می کند. این فرد در فاز تحقیق ( و نه فاز خرید) است. ما می توانیم یک تبلیغ برای این کلمه کلیدی طراحی کنیم و او را به یک صفحه فرد اختصاصی هدایت کنیم. اما از آن جایی که این شخص هنوز آماده خرید نیست بعید به نظر می رسد تبدیل به مشتری شود و احتمالا پول خود را هدر داده ایم.

در مقابل بازاریابی محتوایی به ما کمک می کند تا تمام مشتریان را در مسیر قیف بازاریابی جذب و تبدیل کنیم. خبر خوب دیگر این که در این شرایط شهرت و اعتبار برند ما بالاتر رفته و در زمانی که افراد آماده خرید هستند ، تبلیغات پولی نیز موثرتر خواهد بود.

به جای اینکه وارد نبرد تبلیغات پولی در مقابل بازاریابی محتوا شوید ، بحث هوشمندانه‌تر این است که چگونه از هر دو با هم استفاده کنیم تا نتایج کوتاه‌مدت و بلندمدت را به حداکثر برسانیم.

۲- مشاهده نتایج واقعی زمان زیادی می برد

اگر نتایج را فقط به عنوان فروش و یا سرنخ ها تعریف کنیم ، باید بگویم بله ، زمان بیشتری نسبت به روش های پولی نیاز داریم. اما این که روشی زمانبرتر است به این معنی نیست که مناسب نباشد. قطعا ساخت یک کارخانه زمان بیشتری از واردات آن می برد ، اما چرا تمام محصولات را وارد نمی کنند؟ زمانی که کارخانه ساخته شد می توان همان محصول را با کیفیت بهتر و یا قیمت پایین تر و با سرعت بیشتری تولید کنیم.

بازاریابی محتوایی نیز حالتی مشابه ساخت یک کارخانه است. ممکن است زمان بر باشد ولی پس از مدتی به فروش و درآمدی پایدار و افزایشی خواهید رسید. مخصوصا اگر از قبل مشتریانی دارید ، سرعت رسیدن به نتیجه بیشتر از زمانی است که کسب و کاری را از صفر راه اندازی می کنید.

۳- محاسبه نرخ بازگشت سرمایه دشوار است

در بازاریابی محتوایی محاسبه نرخ بازگشت سرمایه (ROI) واقعا هم سخت است. ما باید محاسبات پیچیده ای انجام دهیم تا میزان نرخ بازگشت سرمایه را بر اساس مولفه های مختلف در کل قیف به دست آوریم.

با این حال معیارهای مختلفی وجود دارد که می توانیم آن ها را در هر مرحله از فانل بازاریابی دنبال کرده و با استفاده از آن ها نرخ بازگشت سرمایه جزئی را محاسبه کنیم.

انواع بازاریابی محتوایی

بازاریابی محتوایی را می توان در انواع مختلفی اجرا کرد که با توجه به کسب و کار مورد نظر و نوع مشتریان ، از ترکیبی از آن ها استفاده می کنیم. البته در منابع مختلف این دسته بندی ها متفاوت است اما شالوده تمام آن ها یکی است و این تفاوت فقط در نام گذاری ها و نوع نگاه نویسنده بستگی دارد.

1- بازاریابی محتوایی آنلاین (online content marketing)

وقتی صحبت از فضای مجازی و اینترنت است شاید هر نوع بازاریابی را بتوان در این دسته قرار داد ، اما در اینجا منظور ما به صورت مشخص صفحات وب مانند صفحه اصلی است. در این جذب و تعامل با کاربر را فراموش نکنید. یک اشتباه در این مورد فقط توجه به گرافیک و زیبایی و فراموشی دیگر جنبه های آن است که باعث از دست رفتن مشتریان بسیاری می شود. یک استراتژی مناسب برای بازاریابی محتوایی آنلاین می تواند ما را در رتبه  های بالای نتایج گوگل در زمان مناسب به کاربر درست نشان دهد.

شاید این نام گذاری باعث کمی سردرگمی شود. برای وضوح بیشتر به این نکته توجه کنید که گاهی ممکن است بخواهید در یک کلمه کلیدی لوکال(مثلا تعمیر یخچال در اصفهان) در صفحه اول نتایج گوگل حضور داشته باشید. اما کاربرانی که از بخش های دیگری به سایت شما وارد می شوند این صفحه را نبینند ، چون حس می کنند که این سایت متعلق به یک کسب و کاری محلی است.  در این مورد یک صفحه برای کلمه کلیدی مورد نظر آماده می کنیم که فقط کسانی که در گوگل آن کلمه را جستجو می کنند ، این صفحه را ببینند و جذب شوند.

2- بازاریابی در شبکه های اجتماعی (Social Media Content Marketing)

با بیش از ۴.۲ میلیارد کاربر جهانی در شبکه های اجتماعی قابل درک است که چرا شرکت ها اینقدر بر روی شبکه های اجتماعی سرمایه گذاری می کنند. در ایران آمار نشان می دهد این سرمایه گذاری می تواند بازده بالاتری نیز داشته باشد. ۷۸.۵ درصد از ایرانی ها حداقل در یکی از شبکه های اجتماعی حضور دارند.

تفاوت دیگری که کار را برای ما راحت تر کرده است ، مسئله ی فیلترینگ است. درست است که این باعث محدودیت در جریان اطلاعات شده است اما از طرفی باعث متمرکز شدن کاربران در یک شبکه اجتماعی می شود. حال ما به جای این که برای بازاریابی در شبکه های پر تعداد هزینه کنیم ، می دانیم که کاربران دقیقا کجا هستند و می توانیم با هزینه کمتر به کیفیت بالاتری از بازاریابی محتوایی دست یابیم.

چند سال قبل بهترین پلتفرم برای تبلیغات تلگرام بود اما در حال حاضر بیشتر کاربران ایرانی در اینستاگرام حضور دارند.  برخی از کسب و کارها فقط از طریق بازاریابی در اینستاگرام به درآمد قابل توجهی رسیدند. البته این یک اشتباه است و با داشتن یک وب سایت خوب می توانیم به سود چند برابری دست پیدا کنیم. اما اگر قصد صادرات نیز دارید ، فیسبوک و یوتیوب نیز گزینه های بسیار مناسبی هستند. سایت های دیگر در همین موضوع می توان از لینکدین که بیشتر شبکه اجتماعی متخصصین است می توان نام برد.

3- ویدئو (Video Content Marketing)

بر اساس تحقیقات کمپانی wyzowl در مورد ویدئو مارکتینگ ، 73% از خریداران ترجیح می دهند اطلاعات مربوط به محصولات یا خدمات را از طریق ویدئو دریافت کنند. جالب اینجاست که در ایران بسیار از مدیران به دلیل این که ساخت ویدئو را پرهزینه و وقت گیر می دانند ، از آن فراری هستند. اما بازاریابی ویدئویی می تواند نرخ تبدیل را افزایش دهد ، نرخ بازگشت سرمایه را بهبود بخشد و به ما کمک کند تا روابط احساسی بهتری با مخاطبین برقرار کنیم. بسیاری از دیجیتال مارکترها معتقدند صفحه فرودی (Landing Page) که دارای ویدئو پرزنت نباشند ، دارای یک خلأ اساسی هستند.

علاوه بر وب سایت خودمان ، اینستاگرام و آپارت بهترین مکان برای بازاریابی محتوایی ویدئویی برای کاربران ایرانی است. از سایت جهانی یوتیب نیز هم برای بازارهای داخلی و هم برای صادرات غافل نشوید.

4- اینفوگرافیک (Infographic)

اینفوگرافیک به ما کمک می کند به جای شرح تفکراتمان در جملات طولانی و خسته کننده ، داده ها و اطلاعات را با بهره گیری از گرافیک جذاب به مخاطبین نمایش دهیم. اینفوگرافیک ها با ترکیبی از جمله بندی ساده ، عبارات کوتاه و تصاویر واضح راهی عالی برای برقراری ارتباط موثر با مشتریان هستند. اگر می‌خواهید یک موضوع آموزشی و یا پیچیده را برای همه مخاطبین قابل درک کنید ، اینفوگرافیک یکی از موثرترین راه ها است.

5- بلاگ (Blog Content Marketing)

یکی از قدرتمندترین روش های افزایش ترافیک ، بخش وبلاگ سایت است. در محتوای وبلاگ امکان خلاقیت و همچنین هدفگذاری های متنوعی وجود دارد. در وبلاگ امکان تبلیغ سایر محتواها و محصولات را داریم. با مقالات ارزشمند و جذاب می توانیم مخاطبین را آنقدر در سایت نگه داریم تا آن ها در نهایت تصمیم بگیرند از ما خرید کنند.

می توانیم به صفحه مقالات دکمه های اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی نیز اضافه کنید. اگر محتوایی که منتشر می کنیم به قدر کافی جذاب و مفید باشد ، افراد زیادی آن را بین دوستانشان به اشتراک خواهند گذاشت.

6- پادکست (Podcast)

پادکست و یا فایل های صوتی معمولا توسط بسیاری از کسب و کارها نادیده گرفته می شوند. به همین دلیل آن هایی که از این روش برای بازاریابی محتوایی بهره می برند ، فرصت بسیار خوبی برای رشد مشتریان و افزایش میزان فروش دارند. افراد می توانند فایل های صوتی را در هر مکانی گوش دهند. در حین پیاده روی ، خرید ، استراحت ، رانندگی و حتی در زمان شرکت در یک سمینار و یا برگزاری یک جلسه.

در پادکست ها در مورد هر چیزی می توانیم صحبت کنیم و با استفاده از موسیقی حس مورد نظرمان را مشتری القا کنیم. همچنین می توانیم این صوت ها را در مکان های مختلفی منتشر کنیم تا افراد بیشتری با ما آشنا شوند.

7- تبلیغات پولی (Paid Ad)

تبلیغات پولی وقتی با بازاریابی درونگرا ترکیب شود ، نتایج شگفت آوری دارد. می توانیم تصمیم بگیریم در کجا دیده شویم و سرعت جذب و کسب درآمد را بالا ببریم. معمولا در تبلیغات پولی مخاطبین هدف پایین قیف ، افراد آماده خرید ، هستند. اما زمانی که شما یک بستر محتوایی قوی داشته باشیم ، می توانید هر قسمت از قیف را هدف قرار دهید.

البته انواع زیادی از بازاریابی محتوایی را می توان نام برد که ما در این جا به همین موارد و سه مورد زیر بسنده می کنیم.

8- ابزارهای رایگان

9- کتاب های الکترونیکی (Ebooks)

10- چک لیست ها (Checklists)

این لیست ادامه دارد و احتمالا وسوسه شوید که به امید دستیابی که مشتریان بیشتر ، همه موارد را امتحان کنید. توصیه می کنیم رویکرد استراتژیک تری داشته باشید. فقط روی روش هایی تمرکز کنید که تاثیر بیشتری بر تجارت شما می گذارد.

استراتژی بازاریابی محتوا

بازاریابی محتوا چیست؟

در بازار دیجیتال مارکتینگ به بسیاری از کارفرمایان بر می خورم که هزینه زیادی برای رشد فضای مجازی خود کرده اند. وب سایت شرکتشان پر از مقالات و صفحات محصول است و تعداد زیادی پست در اینستاگرام منتشر می کنند. اما دریغ از نتیجه ای هر چند ناچیز! دلیل این شکست ها چیست؟ جالب اینجاست که بعضی از آن ها حتی بازدید یا دنبال کنندگان بالایی نیز دارند.

1- قبل از هر چیز باید ابتدا هدف را مشخص کنید

 سعی می کنید با محتوای خود به چه چیزی برسید؟ آیا می خواهید ترافیک سایت بیش تر شود؟ یا نرخ تیدیل صفحات خاصی را بالا ببرید؟ اهداف هرچه هستند باید به وضوح مشخص شوند.

توجه کنید که اهداف را کاملا واضح ، تعریف شده و بدون هیچ ابهامی تعیین کنید. اهداف می توانند:

  • آگاهی از برند

  • جذب شرکای استراتژیک

  • ایجاد ارتباط و اعتماد بین مشتریان بالقوه

  • افزایش تعامل مخاطبین

  • افزایش نرخ تبدیل

  • بهبود وفاداری به برند

و مانند آن باشد. البته همان طور که دیدیم این اهداف باید کاملا مشخص باشند. در حالی که هنوز ابهام زیادی در مورد معنای آن ها و نحوه اندازه گیری میزان موفقیت ما در رسیدن به اهدافمان وجود دارد.

مواظب باشید در تله ی همه چیز خواهی گرفتار نشوید! باور کنید من هم دوست دارم هم زمان به تمام موفقیت های ممکن برسم. اما با توجه به این که در چه مرحله ای قرار دارید ، مبلغ بودجه و منابع مالی شما چقدر است باید اهداف را محدود کنید. پس از دوره ای که برای آن ها در نظر می گیرید ، می توانید لیست جدیدی از اهداف را مد نظر بگیرید.

البته فقط موضوع محدودیت ها نیست ، برخی از اهداف با هم در تناقض هستند. مثلا تلاش در جهت برندسازی علی رغم افزایش درآمد ، می تواند باعث کاهش نرخ تبدیل شود.

 

2- معیارهای قابل اندازه گیری داشته باشید

در مرحله بعد ، شاخص های کلیدی عملکرد (key performance indicators – KPIs) را برای هر هدف تعیین می کنید. با این کار با معیارهای عددی واقعی در اختیار داریم که با استفاده از آن ها دقیقا می دانیم در کجای مسیر هستیم و تا چه اندازه به خواسته هایمان رسیده ایم.

اهدافمعیار KPI
آگاهی از برندترافیک سایت ، فالوورهای رسانه های اجتماعی ، ثبت نام اشتراک ، منشن (توسط مشتریان و شرکا)
درآمدترافیک سایت ، فروش روزانه
تبدیلنرخ تبدیل ، نرخ رها شدن سبد خرید ، روند ارزش سبدهای خرید ، روند قیمت رقابتی
وفاداری به برندمشتریان بازگشتی ، مروجین ، بررسی محصولات ، ارجاعات
تعامل کاربریلایک ، اشتراک گذاری ، فالو ، منشن ، بک لینک
ارتباط و اعتمادمشتریان بازگشتی ، مروجین ، فالوورها ، منشن ها
شرکای استراتژیکمشارکت های جدید ، منشن ها، بک لینک ها

3- تصمیم بگیرید چه نوع محتوایی برای تجارت شما مناسب تر است

در این گام باید تصمیم بگیریم از چه نوع محتوایی می خواهیم برای بازاریابی استفاد کنیم. برای این کار به شخصیت مخاطبین بازار هدف خود توجه کنید و این که کدام انواع بر روی آن ها بیشترین تاثیرگذاری را دارد.

پاسخ به سوالات زیر به شما کمک می کند ، راحت تر و دقیق تر بتوانید نوع محتوای مناسب کسب و کار خود را شناسایی کنید:

  • آن ها از شما چه می خواند؟
  • به دنبال غلبه بر چه چالشی هستند؟
  • چرا به محصول یا خدمت شما نیاز دارند؟
  • چگونه می توانید به موفقیت آن ها کمک کنید؟
  • زمان خود را چگونه و کجا می گذرانند؟

حالا نگاهی به انواع بازاریابی محتوایی که با هم بررسی کردیم بیاندازید و ببینید کدام انواع برای آن ها بیشترین تاثیر و جذابیت را دارید.

4- کانال های محتوایی خود را انتخاب کنید

بعد از انتخاب نوع محتوا ، باید تصمیم بگیریم ، کانال های محتوایی که مناسب برای انتشار آن ها هستند کدام اند. ببینید مخاطب هدفتان بیشتر در کجا حضور دارند. برای ارتباطات کاری بیشتر از چه پلتفرم هایی استفاده می کنند؟ وقت فراغت خود چگونه می گذرانند؟

5- بودجه را مشخص کنید

در این مرحله اهداف به وضوح تعریف شده ، نوع محتوا و کانال های انتشار آن ها نیز را می دانیم. حال وقت آن است که بودجه مورد نیاز را تنظیم کنیم.

برای تعیین بودجه ، سوالات زیر می توانند به شما کمک کنند:

  • آیا برای تولید محتوا نیاز به خرید نرم افزار ، سخت افزار و یا فن آوری خاصی (مثلا یک دوربین حرفه ای برای تولید عکس ها و فیلم های با کیفیت ، اشتراک یک سایت و یا خرید نرم افزارهای مورد نیاز) دارید؟
  •  آیا لازم است افرادی را برای تولید محتوا استخدام (طراح ، نویسنده ، دیجیتال مارکتر) کنید؟
  • آیا نیاز به پرداخت هزینه برای فضای تبلیغاتی دارید؟
  • برای دریافت بازخورد ، اندازه گیری میزان پیشرفت و یا تقویت محتوا باید ابزار یا منابعی تهیه کنید؟

6- تولید و انتشار محتوا

حال وقت آن رسیده که شروع به تولید و انتشار محتوا کنیم. برای این که مطمئن شوید به طور منظم این کار انجام می شود ، حتما از تقویم محتوایی استفاده کنید تا این کار در بین مشغله های دیگر فراموش نشود.

مسئله ی دیگر این است که آیا این کار درست انجام می شود؟

متخصصین بازاریابی همیشه تکرار می کنند که “شرکتی که داستان بهتری بگوید برنده است ، نه شرکتی که بزرگ تر است”. امروزه با رشد انواع جدیدی از رسانه های آنلاین ، این واقعیت بیش از پیش خودنمایی می کند.

 اما سوال اصلی این است که “چگونه داستان بهتری تعریف کنیم؟”. آیا یک بیلبود 3*8 متر طراحی کنیم ، فهرست مشخصات محصولمان را روی آن بنویسیم و همه جای شهر نصب کنیم؟ یا یک تبلیغ تلوزیونی پر زرق و برق سفارش دهیم؟ شاید هم بهتر است تمام بودجه خود را صرف ساخت ویدئوهای آموزشی عالی کنیم؟

باید بگویم داشتن یک داستان خوب و محتوای عالی به اطلاعات بیش از این نیاز دارد. البته برای رسیدن به یک جواب مناسب ، راه حلی وجود دارد. همیشه قبل از شروع به 3 سوال پاسخ دهید : چه کسی؟ چرا؟ چه چیز؟

1-چرا محتوا تولید می کنید؟

همانطور که قبلا هم دیدیم ، تعیین اهداف محتوایی اولین قدم است.

  • چرا می خواهید نوع خاصی از محتوا ایجاد کنید؟
  • به چه می خواهید برسید؟ (افزایش ترافیک ، افزایش نرخ تبدیل و یا …؟)
  • آیا استراتژی محتوا با اهداف کلی کسب و کار شما مطابقت دارد؟

اینها سوالات مهمی هستند که باید به آنها پاسخ داده شود.

2-مشتریان شما چه کسانی هستند؟

بسیاری معتقداند شناسایی مشتریان مهم ترین مرحله بازاریابی محتوا است. نکته اصلی این است که مشکلات و خواسته های مخاطبان خود را فهرست کنید و بفهمید که چه نوع محتوایی را بیشتر دوست دارند. همچنین، باید به این سوال مهم پاسخ دهید – چیز منحصر به فردی که شما باید به مشتریان خود ارائه دهید چیست؟

3- محتوا چه هدفی را دنبال می کند؟

باید از خود بپرسید محتوای من چگونه به مشتریانم کمک می کند؟ آیا این به آنها کمک می کند تا یک سفر ترتیب دهند ، خانه بخرند یا برای یک آزمون آموزش ببینند؟ شما باید به وضوح تعریف کنید و درک کنید که محتوای شما چگونه بر زندگی مشتریان شما تأثیر می گذارد؟

شاید دوست داشته باشید به جای این کار از محصولات خود تعریف کنید و ویژگی های شگفت انگیز آن را بگویید. اما باور کنید یا نه ، این که “محصول شما چقدر خوب است” اصلا برای مشتریان مهم نیست. باید به آن ها نشان دهید که محصولاتتان چقدر می تواند به آن ها کمک کند.

7- تجزیه و تحلیل نتایج

در نهایت باید نتایج را اندازه گیری و تحلیل کنید ، تا بتوانید با استفاده از آن مسیر خود را در صورت لزوم اصلاح کنید. برای تعییر میزان موفقیت خود باید به اهداف و KPI مشخص شده در مرحله اول نگاه کنید. آیا به آن ها رسیده اید یا حداقل نزدیک شده اید؟ یا نتایج ناامید کننده هستند؟

برخی از بهترین ابزارها برای اندازه گیری را در لیست زیر می بینیم:

حالا می توانید نتایج به دست آمده را ارزیابی کنید.

ویژگی های بازاریابی محتوای موثر

ما مشتری هایی داریم که قبل از ما با شرکت های مختلف دیجیتال مارکتینگ کار کرده اند ولی علی رغم هزینه های زیادی که پرداختند شکست خوردند. اما ما توانستیم با تولید محتوای موثر ، فضای مجازی این کسب و کارها را پویا و پر سود کنیم. شما هم می توانید با رعایت این نکات به نتایج مشابهی برسید.

1- ارزشی فراتر از پیشنهادات محصول شما ارائه دهید

مسئله فقط به اشتراک گذاری یک محصول و ویژگی های آن بین مخاطبان نیست. به آن ها ارزشی برای انجام کاری کارآمدتر  مانند کسب سود بیشتر ، کنترل بیشتر بر زندگی ، حس خوب سلامتی و مانند آن ارائه دهید. نکته این است که راه حلی برای ضروری ترین نیازهای مشتریان داشته باشید. سعی کنید احساساتشان را درگیر کنید. آدم ها با احساسات خرید می کنند و با منطق آن را توجیه می کنند.

2- به مرحله ای که خریدار در آن است توجه کنید

شاید همین الان صفحاتی با بازدید بالا دارید. ولی نرخ تبدیل آن ها بسیار پایین است. به احتمال زیاد مشکل از اینجاست که محتوای این صفحه بدون توجه به ” مرحله ای که خریدار در آن است ” تولید شده است. ارائه ارزش و پاسخ به نیازهای مشتری تنها بخشی از داستان است. با معرفی مستقیم محصول به مخاطبی که در حال تحقیق در مورد راه حل های مختلف است شاید تعداد کمی خریدار پیدا کنید ، اما مشتری های زیادی را نیز از دست می دهید.

زمانی برای یک کسب و کار در زمینه تاسیسات ساختمانی مقاله ای نوشتیم در مورد “عایق صوت“. این مقاله در صفحه اول نتایج گوگل است. جالب اینجاست که مقاله کاملا آموزشی است ، اما نرخ تبدیل آن بسیار بالاست ، چون اطلاعاتی که مخاطبان نیاز دارد را به آن ها می دهد. قطعا اگر صرفا یک صفحه محصول بود ، این کارایی نداشت. در این مورد به من اعتماد کنید!

در عوض کسی که عبارت “خرید عایق اصفهان” را جستجو می کند ، کاملا آماده خرید است. در نتیجه باید یک صفحه محصول را ببیند.

صفحه نتایج گوگل

در مجموع افراد در مسیری که برای خرید طی می کنند در یکی سه مرحله هستند : آگاهی (Awareness) ، توجه (consideration) ، تصمیم گیری (decision) .

  1. آگاهی : افراد در حال تحقیق در مورد مشکل خود هستند.
  2. توجه : خریداران در مورد راه حل ها جست و جو می کنند.
  3. تصمیم گیری : سعی می کنند بهترین محصولی که مشکلشان را حل می کند انتخاب کنند.

اگر در حال نوشتن “[X] چیست؟” هستید ، مخاطبین این مقاله آماده تصمیم گیری در مورد تامین کننده را ندارند. آن ها در گام آگاهی هستند و پس از تکمیل تحقیقات خود ، سعی دارند بهترین راه حل ها را پیدا کنند.

برعکس، اگر در حال نوشتن یک صفحه محصول هستید ، خواننده ای که از آن صفحه بازدید می کند قبلاً در مورد محصولات بالقوه تحقیق کرده و شما را به عنوان ارائه دهنده احتمالی یافته است. این بدان معناست که شما باید محصول خود را ارائه دهید ، ارزش پیشنهادی خود را تکرار کنید و خود را از رقبا متمایز کنید. شما نباید از با ارزش ترین ویژگی های محصولات خود خجالت بکشید.

3- صوت و تصویر ثابتی از برند خود ارائه دهید

مهم نیست یک نوشته وبلاگ منتشر کرده اید ، یا یک مجله چاپی بین خریداران پخش می کنید. بازدیدکنندگان باید بلافاصله پس از دیدن آن ها ، متوجه شوند شما چه کسی هستید. برند شما نباید به گونه ای باید که انگار ده نفر مختلف محتوای آن را تولید می کند. حتی اگر اینگونه باشد.

  • برند شما در همه پلتفرم ها و دستگاه ها شبیه هم باشد.
  • لحن و گفتار مقالات باید یکسان به نظر برسد.

4- به موقع و جذاب باشید

اگر مقالاتی بنویسید (یا در شبکه های اجتماعی پست هایی منتشر کنید) که با نیازهای بازدیدکنندگان در زمان انتشار همخوانی داشته باشد ، حتی می توانید آن ها را به خود وابسته کنید.

اگر یک شرکت حسابداری هستید ، برای آخر سال بهتر است مقاله ای در مورد انبارداری تولید کنید. به علاوه این که به آن ها القا می شود که شما کاملا زنده هستید و به نیازهای آن ها توجه کامل دارید.

این یکی از نمونه های بازاریابی محتوا است که به موقع و جذاب است. اگر الگوهای رفتاری و هزینه‌های مشتری خود را در طول سال می‌شناسید ، سرمایه‌گذاری بر روی آن بسیار مهم است. پست‌ها و مقالاتی را منتشر کنید که آنها را در زمان مناسب جذب کند و به نیازهای فوری آنها پاسخ دهد. در نتیجه از شرکت‌هایی که محتوای مشابه منتشر می‌کنند جلوتر خواهید بود  و اغلب ، اولین بودن تنها چیزی است که برای جلب مشتری نیاز دارید.

تحریر و تدوین:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *